اشک نریز

درخواست حذف این مطلب

چشمانت، دریای آرامشِ من اند.

اشک نریز؛ طوفان نکن.


پی نوشت:بده که به بهونه ی شعر اومدم دردودل کنم؟ بده که بعد چندین روز الکی پست می ذارم تا یادم نره بلاگی هم هست؟ بده که...

پی نوشت2:حس می کنم به بی فایده ترین ح م رسیدم. معلق تو هوا(نه که سردرگمی..) و نبودن و نبودن ونبودن تو جایی که باید بشم تو جایی که هرروز و هر شب تصمیم می گیرم اون جا باشم و نیستم و نیستم و...

پی نوشت3: این چند روز اکثر وقتم پای طراحی ع صرف می شه که البته نمی تونم اینجا بذارم(وای چه اتفاق بدی) چون واسه یه فرهنگی(مهدوی) ثبت می شن وخداروشکر سه چهارتایی حاصل شد.نمی دونم که می تونم اینجوری با چند ساعت در روز پای این کار گذاشتن دووم بیارم یا نه و می دونم اولویتای خیلی مهمتری هم هست(همون درس لعنتی)

پی نوشت4: بعد با خودم می گم اگه برا دله که لازم نیست که هر چیزو کامل توضیح بدم اینجا.هست؟